برای او : نیلوبلاگ

خرید بک لینک

امکانات وب

دیر هنگامی است برایت ننوشته ام
ننوشته ام از دلتنگی هایم
ننوشته ام از خستگی هایم
ننوشته ام از ندیدنت
از دوریت
از حسرتت
از آن روز که گمت کردم، دیگر ندیدمت
از آن روز که رفتی دیگر نیستی
از آن روز دیگر هیچ نمیدانم از تو
کجایی؟
چه می کنی؟
تنهایی؟
کسی هست که نگرانت شود به اندازه من؟
کسی هست که تو را تنها اندکی بیش تر از من دوست داشته باشد؟
کسی هست که آزارش دهی و به او بخندی؟
یا به خاطر حماقتش تاسف بخوری؟
کسی هست که عصبانیتت را سرش خالی کنی؟
واقعا کسی هست؟
اگر نیست
نگران نباش
کافی است از من یاد کنی
کافی است به یاد آوری آن را که همواره منتظر دیدنت است
کافی است به یاد بیاوری آن کسی که خود خواهان تو بود
کافی است
همین کافی است برای منی که این همه وقت به انتظارت نشسته ام
این بار از دلتنگی نمی گویم
بسیار گفته ام از دل تنگم که برای تو شکست
این بار از شادمانی می گویم
از شادی و آرامشی که در فراموش کردن من داری
می دانم خوبی
می دانم خوشحالی
می دانم چون ایمان دارم
به خداوند ایمان دارم
و به او اعتماد دارم
از او شادیت را خواستم
از او خوب بودنت را خواستم
و فقط این را خواستم
دیگر تو را نخواستم
همه چیز را به دست او سپردم چون به او اعتماد دارم
چون میدانم بیش تر از من تو را دوست دارد
و چون دوستت دارد بهتر از می تواند مراقب تو باشد
از او خواستم بهترین ها را برایت بخواهد
از او خواستم همواره در کنارت باشد و نگذارد اندوه و حسرت در دلت جای گیرد
از او خودش را برایت خواستم
خواسته ام را فقط او می تواند بفهمد
تو هیچ گاه نخواستی درک کنی چه می خواهم
پس من هم دیگر از تو نمی خواهم

خدایا
شادی انان را که دوست داریم به ما هدیه کن
بگذار با دیدن لبخندشان شاد شویم
حتی اگر نتوانستیم لبخندشان را ببینیم، بگذار احساس کنیم که لبخند می زنند
خدایا
دوست داشته باش کسانی را که دوستشان داریم و نمی دانند...

برای او...

ما را در سایت برای او دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 12:19

صفحه بندی